مسافر ...
نه با خودت چتـــر داشتی
ادامه نوشته
نه روزنـــامه
نه چمـــدان…
عـــاشقت شدم…
از کجا می فهمیدم مســـافری ...
+ نوشته شده در شنبه سوم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 17:56 توسط صادق
|
نه روزنـــامه
نه چمـــدان…
عـــاشقت شدم…
از کجا می فهمیدم مســـافری ...
و این قدرت را کسی به من داد ،
که روزی می گفت تنهایت نمی گذارم …
یــک لبخنـــدم را بسته بندی کرده ام
برای روزی که اتفاقی تـــو را می بینم …
آنقدر تمـــــــــیز میخندم
که به خوشبختــــی ام حســــادت کنـــی …
و من در جیب هـــایــــم
دست های خالـــی ام را فریب دهـــم
که امن ترین جای دنیـــا را انتخاب کرده انــد …
و آخر هم به واقعیت می پیوست…
یکی بــــود…یکی نــــــبود…!!!